|
دو شنبه 16 فروردين 1395برچسب:من و جن, من و یه چیز سنگین تر ازمن,خواب جن,ایدز ,آروین جانیون, ملمن, :: 19:24 :: نويسنده : ریحوووووون↖(^ω^)↗
من و خودکشی و بیماری ایدز آروین جانسون!!
امروز اعصابم خررررررررررررررررررررررابه...
حوصله هیچکیو ندارم...........
اصن می رم خودکشی........
اه اه اه....
لا مصب...
بعد کلی اس ام اس بازی با دوستم فهمیدم یه تجدید بیشتر نداشته...واااااااااااااااای...حس از انگشتام رفت...گوشی رو ول کردم...سرم درد می کنه...رنگم پریده...دستام می لزره...پاهام مث موقعی که خون دادم بندری میاد...چشمام...ای باباااااااا!یخورده دیگه بگم یه طاعونی چیزی به خودم میچسبونم می شتافم به دیار باقی...
رفتم جلو آینه...یه نگاه به خودم انداختم...قیافم بدک نیست...به چشمام نگاه کردم...زیر لب اینو زمزمه می کنم که:
-تو که چشمات خیلی قشنگه...رنگ چشمات خیلی عجیبه...
ادامه مطلب ... ![]() ![]() |